حمید رضا پور اعتماد، رئیس انجمن علوم و فناوریهای شناختی ایران، در نامهای رسمی به مسعود پزشکیان، رئیسجمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، بر لزوم احیای ستاد مستقل علوم و فناوریهای شناختی تأکید کرد. او در این نامه خواستار تخصیص بودجهای مشخص و تعریف مأموریتهای سازمانیافته شد تا کشور بتواند با تحلیل پیچیدگیهای ذهن و رفتار انسان، کیفیت حکمرانی و تصمیمگیریهای کلان خود را ارتقا دهد.
مأموریت ستاد مستقل علوم و فناوریهای شناختی
علوم شناختی حوزهای میانرشتهای است که هدفش شناخت ذهن، مغز و رفتار انسان است (۶۹۶۹۸۹۱). این دانش پتانسیل آن را دارد که راهکارهای عملی و ملموسی برای حل معضلات کشور ارائه کند.
چالشهایی مثل افت یادگیری، نابرابری آموزشی و کاهش سرمایه شناختی را میتوان با رویکرد علمی این ستاد مدیریت کرد. همسو با این نگاه، بررسی عدالت آموزشی و تشکیل صندوق توسعه در دولت پزشکیان میتواند از یافتههای این حوزه بهره ببرد تا نتایجی مؤثرتر در نظام آموزشی حاصل شود. عدالت آموزشی؛ بررسی تشکیل صندوق توسعه در دولت پزشکیان
بهبود سلامت شناختی و بالا بردن تابآوری جامعه در برابر بحرانها از اولویتهای اصلی این حوزه است. تحلیل و اصلاح گسستهای اجتماعی و کمبود اعتماد در سطوح مختلف جامعه را میتوان با تکیه بر یافتههای علوم شناختی ممکن کرد. نباید این حوزه را صرفاً یک فناوری نوظهور دانست؛ چرا که قرار دادن آن زیرمجموعه مرکز فناوریهای راهبردی، ماهیت جامعش را تغییر میدهد. در واقع، علوم شناختی زیرساختی ملی برای ارتقای کیفیت زندگی ایرانیان است.
چالشهای سند راهبردی ۱۴۰۵ و بازگشت به اصول ۱۳۹۰
ساختار این حوزه با سه تحول همزمان روبرو شده است: ادغام ستاد توسعه علوم و فناوریهای شناختی با بخشهای دیگر، تضعیف بودجه مستقل و پیشنهاد تشکیل ستاد راهبری علوم و فناوریهای عصبی شناختی در بازنگری سند ۱۴۰۵.۳.۲۳.
این تغییرات احتمالاً منجر به فقدان یک متولی جامع برای مسائل شناختی کشور میشود. اگر تمرکز بیش از حد روی علوم اعصاب و هوش مصنوعی باشد، ابعاد روانشناختی، زبانشناختی، فلسفی و اجتماعی به حاشیه رانده خواهند شد.
صیانت از استقلال این حوزه، صرفاً دفاع از یک تشکیلات اداری نیست؛ بلکه حفظ ظرفیت ملی کشور برای شناخت انسان ایرانی، پیشگیری و حل آسیبهای شناختی و اجتماعی و اتخاذ تصمیمهای علمی در آموزش سلامت و حکمرانی است.
رویکرد فعلی با منطق سند راهبردی مصوب ۱۳۹۰ همخوانی ندارد؛ سندی که بر نگاه غیرتقلیلگرایانه به انسان و تأکید بر کرامت انسانی و سلامت جسمانی و معنوی استوار بود.
حمید رضا پور اعتماد معتقد است بازنگری سند راهبردی در شورای عالی انقلاب فرهنگی باید با مشارکت واقعی متخصصان پیش برود. ارزیابی عملکرد ۱۵ ساله ستاد علوم و فناوریهای شناختی نیز باید با حضور انجمنهای علمی و متخصصان علوم انسانی، از جمله زبانشناسان و فیلسوفان ذهن، انجام شود.
رئیس پژوهشکده علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی هشدار داد که استقلال این حوزه برای اتخاذ تصمیمات علمی در سلامت و آموزش حیاتی است و امیدوار است با دستور مقتضی، امکان بررسی علمی و اصلاح مسیر فراهم شود.
تمرکز بر علوم شناختی به عنوان یک نهاد مستقل، مانع از آن میشود که شناخت انسان به دادههای دیجیتال یا واکنشهای عصبی صرف تقلیل یابد. برای کشوری که با بحرانهای اعتماد، افت یادگیری و چالشهای پیچیده اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، داشتن مدلهای بومی و جامع برای ارتقای سلامت روان و یادگیری شهروندان ضروری است تا از تصمیمات تکبعدی در حکمرانی جلوگیری شود.
پرسشهای پرتکرار
چرا احیای ستاد مستقل علوم شناختی ضروری است؟
تا ابعاد انسانی، اجتماعی و فلسفی نادیده گرفته نشوند و از تبدیل شدن این حوزه به یک ابزار فناورانه ساده در زیرمجموعه مراکز فناوری جلوگیری شود.
تفاوت سند ۱۳۹۰ با تغییرات ۱۴۰۵ در چیست؟
سند ۱۳۹۰ نگاهی جامع و غیرتقلیلگرایانه به انسان داشت، اما تغییرات جدید (مورخ ۱۴۰۵.۳.۲۳) تمایل به تمرکز بر علوم عصبی و هوش مصنوعی دارد.
چه کسانی باید در بازنگری سند راهبردی مشارکت کنند؟
متخصصان علوم انسانی، زبانشناسان، روانشناسان، فیلسوفان ذهن، مردمشناسان و نمایندگان انجمنهای علمی دانشگاهها.